* این شعر را به دو رئیس جمهور یک دهه گذشته ایران  :

سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد  تقدیم می کنم-البته به هر کدام از یک منظر!

.

.

طهران

بقصد ، کدام دژخیمان

در کدامین نبرد

نیزه ات را

            این چنین بلند

به آسمان گرفته ای ؟!

آن پرنده ای

که در گرگ و میش ،

پنجه اش

           به زمین افتاد و

                              «آزادی» شد ،

دیری ست

مرده است !

« نه ، اصلاً بگذار این طور بگویم : »

بیا ،

کمی بنشین

چشم هایت را ببند

اخم هایت را باز کن

و سیگارت را

روی دست های ما ...

- بگذار-

گمان کنیم

اینبار ،

برای - بار - آخر

نفس ،

انتظار ،

یا

طرح دست هایی دوباره را

                              می کشیم !!

................................................................................................

طبق معمول بر خود واجب می دانم از کلیه دوستانی که در این مدت نسبتاً طولانی تنهایم نگذاردندسپاسگذاری کرده و مراتب احترامم را اعلام کنم،ضمن آرزوی شادی و شادکامی برای تمامی شما عزیزان منتظر شنیدن نظرات ارزشمندتان هستم.