کتاب ها را بین خودامان

شب/نامه ها را

                     در پیرهن ها

و رنگ ها را..

تقسیم کردیم

خیابان ها را،

و میعادگاه مان،اتاقی کوچک

                                     اندازه چهار مرد

که آزادی خانه ای بزرگ را

روی دیوارهایش،نقاشی کرده بودند.

کتاب ها را پخش کردیم،

شب  نامه ها را

پخش کردیم

و رنگ ها.

کوچه های زیادی ، راه های زیادی ، بارهای زیادی

گشتیم

گشتیم

گشتیم

تا

   حالا

تنها نشسته ایم ، روی چهارپایه های خودمان

چهارپایه های هم دیگر

تقسیم می کنیم

جمع می کنیم

ضرب می کنیم

کسر می کنیم

فکر می کنیم

داریم..روزهای خوب اتاق های کوچکی مان را

زیر فرش های این خانه بزرگ

زیر خانه های این فرش بزرگ

زیر بزرگی فرش های این خانه

پخش

       می کنیم

               پخش .