یه وقت هایی توی زندگی هست که دیگه باید چشماتو ببندی و فکر مقاومت در برابر اتهاماتی

که بهت وارد می کنن نباشی...در واقع فقط باید سکوت کنی و اون ها رو (چه درست و چه غلط )

قبول کنی ...من الان درست در همچین موقعیتی هستم...راستش مجال دفاع از خودم رو ندارم

البته دیگه فرقی هم نمیکرد ... اگه موقعیتش هم بود انرژی و حوصلش نبود...

خوب من تصمیم گرفتم از این به بعد با سکوت - خوبی - صداقت و دوستی پاکم این مشکل رو

مرتفع کنم- قضاوت رو هم به عهده ی زمان می گذارم... از هیچ کدام هم دیگر شکایتی ندارم...

خیالتان راحت...چرایش را هم با خودم کنار آمدم ... شما هم دیگر کنار بیایید و چرایش را نپرسید.

راستش من دوستهایی دارم که ارزش این رو دارن که هر اتهامی رو (!) بهم زدن سکوت کنم

و با تلاش بیشتر برای خوبتر بودن اون ها رو منصرف کنم 

//.............. دوستهایی که از صمیم قلب دوستشون دارم .................//

باور کنید ارزشش رو دارن ... و من هم ارزش اون ها رو... البته امیدوارم فرصت لازم رو به من

بدهند ...

//....................... تا ثابت کنم چقدر دوستشان دارم .............................//