دلمون هم گرفته آخه

...

.

.

.

.

.

/ 13 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فانتازيو

باور کنيد گريه کردم وقتی پيام شمارو ديدمخيلی قشنگ مطلب رو تجزيه کرديد...شما گفته بودين شايد سر کاريه ولی نه سر کاری نيست،واقعيته...من شما رو اد می کنم و افتخار هم می کنم

ايدا

سلام من ايدا هستم دوست فانتازيو همون که براش تو کامنت نوشته بوديد اره ما دوتا دوست اينترنتی هستيم حتی همديگرو نديديم اما يه دوستی واقعيه من دوست دارم چون ادم خوبیه و یه فرشته من کلی سختی کشیدم اون تنها کسی که سنگ صبورمن هست اره تو دنیای مجازی هم مکیشه بدون دروغ و ریا بود من که اینجوریم بهم میگن ساده هستی ساده نیستم صداقت تنها چیزیه که تو سفرم مونده دل کهد یکی دزدیده ئشادی که کوچ کرده تنها چیزی که دارم صداقته و دوست داشتن ادمها

ايدا

تو اين دنيا ارزونتر چيز انسانيته اما برا ما سه تا عشق گرونترين چيزه و ثروت ما قلبمونه

هستی

سلام دوست عزيز! از حضورتون سپاسگذارم. مطالب شما رو خوندم. اين پست : هنوزعکس­هایت را دوست دارم آغازت را، هنوز دستهایت را، ... فوق العاده بود. سبز باشید.

آ مثل کلمه

سلام.پیشنهاد؟ مطمئن نیستم بشود اسمش را پیشنهاد گذاشت.این نتیجه ایست که خودم شخصا به آن رسیده ام.نمی دانم قبلا هم گفتم یا نه ، اینکه خودم از خست در اطلاع رسانی لذت می برم. شما را نمی دانم اما اگر این طور است باید متوجه باشیم که این موضوع تا چه حد می تواند به کارمان لطمه بزند.من تا جایی که بشود سعی می کنم همزمان با نوشتن خودم را به جای خواننده بگذارم و با در نظر گرفتن جهل او روند،زبان و میزان اطللاعات داده شده را ارزیابی کنم.گاهی مجبورم از لذتم به نفع خواننده بگذرم..گاهی هم پرهیز از دادن اطلاعات از لذت که نه،از کمال گرایی ما ناشی می شود.از اینکه می خواهیم داستانمان هر چه موجز تر بیان شده یا به عبارت دیگر می ترسیم در دام زیاده گویی بیفتیم.این البته در جای خود نکوست اما ممکن است باعث شود از آن سوی بام بیفتیم.گاهی هم منشا این خست ، خود سانسوری است که برایش درمانی نمی دانم مگر اینکه از نوشتن دست بکشم.

ايدا

سلام با يه دنيا مهربونی دل من گرفته اما بهتره بگم شکسته

سهيل

سلام پسرم بايد بهت گفت خيلی .... هستی! سال نو مبارک