فرش های این خانه

کتاب ها را بین خودامان

شب/نامه ها را

                     در پیرهن ها

و رنگ ها را..

تقسیم کردیم

خیابان ها را،

و میعادگاه مان،اتاقی کوچک

                                     اندازه چهار مرد

که آزادی خانه ای بزرگ را

روی دیوارهایش،نقاشی کرده بودند.

کتاب ها را پخش کردیم،

شب  نامه ها را

پخش کردیم

و رنگ ها.

کوچه های زیادی ، راه های زیادی ، بارهای زیادی

گشتیم

گشتیم

گشتیم

تا

   حالا

تنها نشسته ایم ، روی چهارپایه های خودمان

چهارپایه های هم دیگر

تقسیم می کنیم

جمع می کنیم

ضرب می کنیم

کسر می کنیم

فکر می کنیم

داریم..روزهای خوب اتاق های کوچکی مان را

زیر فرش های این خانه بزرگ

زیر خانه های این فرش بزرگ

زیر بزرگی فرش های این خانه

پخش

       می کنیم

               پخش .

/ 5 نظر / 10 بازدید
سعیده

سلام وبلاگ زیبایی دارید خوشحال میشم به من هم سری بزنید پست کدام بهشتتون عالی بود

سعیده

سلام وبلاگ زیبایی دارید خوشحال میشم به من هم سری بزنید پست کدام بهشتتون عالی بود

BAHAR

انجمن یک نویسنده، اولین انجمن نویسندگان ایران در راستای معرفی نویسندگان و شعرا جوان به جامعه نویسندگان ایران از شما دعوت به عمل می آورد تا با قرار دادن شعر ها و نوشته های خود در بخش شعرا و نویسندگان خلاق یک انجمن را به نام خود به ثبت برسانید.با تشکر.مدیریت انجمن.

آماده ام تا چترم را برایت ببندم

با سلام و آرزوی سالی سر افراز چندی هست که شعرهای شما رو مطالعه نکردم ولی از اونچه که از قبل به یاد دارم این شعر تفاوتهای زیادی داره. چهار مرد چهار دیواری چهار پایه...و مسیری که فکر نمی کردیم به اینجا ختم بشه... امیدوارم زندگی هیچ وقت شمارا از شاعر بودن و شعر گفتن دور نکنه این ها دقایق محدودی هستن که می تونیم به جای خودمون نفس بکشیم.